عمليات بنايي با آجر (آجرچيني)
آمادهسازي بستر پي
قبل از شروع عمليات، بايد گياهان و خاكهاي نباتي از محل كار برداشته شود و محل ديوارچيني از وجود هر نوع گياه و ريشههاي عمقي پاكسازي شود. پس از اين مرحله پيمانكار بايد بر اساس نقشههاي اجرايي و دستورالعملهاي دستگاه نظارت نسبت به پياده كردن محل ديوارها اقدام نمايد. بهترين و مناسبترين شالوده براي ديوار آجري شالوده نواري ميباشد. عمق شالوده بستگي به ظرفيت باربري خاك، سطح آب زيرزميني زير شالوده و بالاخره آثار جوي نظير نفوذ آبهاي سطحالارضي و عمق نفوذ يخبندان دارد. پيمانكار موظف است بر اساس نقشههاي اجرايي و همزمان با انجام عمليات خاكي نسبت به آماده سازي بستر پي و پيريزي اقدام نمايد.
ديوارچيني
رعايت نكات زير در ديوارچيني آجري الزامي است:
الف: ديوارچيني بايد كاملاً قائم و شاقولي بوده، امتداد رجها كاملاً افقي باشد و بندهاي قائم يك رج در ميان دقيقاً در مقابل هم قرار گرفته و شاقولي باشند. ضخامت بند آجرها بايد طبق نقشههاي اجرايي باشد. ضخامت اين بندها، نبايد كمتر از 10 ميليمتر و بيشتر از 12 ميليمتر باشد. آجرچيني بايد با رعايت اصول صورت پذيرد، به نحوي كه قفل و بست كامل بين آجرها ايجاد شود. براي تزئين آجرچيني بايد مطابق نقشههاي اجرايي عمل شود.
ب: قبل از اجراي آجرچيني و با توجه به شرايط آب و هوايي و دستورات دستگاه نظارت، آجرها بايستي به مدت 60 دقيقه در آب خيسانده ( زنجاب) و بلافاصله به كار برده شوند. ريختن آب بر روي آجر مجاز نميباشد.
پ: مشخصات آجر و نوع ملات مصرفي بايد بر اساس فصل مصالح، نقشههاي اجرايي، مشخصات فني خصوصي و ساير دستورات دستگاه نظارت باشد. در صورت نبود اين مشخصات رعايت نكات زير الزامي است.
1- ديوارهاي داخلي باربر
ديوارچيني بايد با آجر مرغوب (بر اساس مندرجات فصل مصالح) و ملات ماسه سيمان (6 : 1) يا ملات باتارد (8 : 2: 1) صورت گيرد. حداقل ضخامت اين ديوارها، 20 سانتيمتر ميباشد.
2- ديوارهاي داخلي غير باربر (تيغهاي)
بسته به ضخامت تيغه و شرايط كار بايد به شرح زير عمل شود:
ـ تيغه 6 سانتيمتري با آجر معمولي يا سفالي مجوف با ملات گچ و خاك
ـ تيغه 10 سانتيمتري با آجر معمولي يا سفالي مجوف با ملات گچ و خاك يا باتارد 8 : 2 : 1 يا ملات ماسه سيمان 6 : 1
ـ تيغه 20 سانتيمتري با آجر معمولي يا سفالي مجوف با ملات ماسه آهك 3 : 1، باتارد 8 :2 : 1، يا ماسه سيمان 6 : 1
3- كرسيچيني
عرض كرسيچيني بايد حداقل نيم آجر از ديوار بالاي آن بيشتر اختيار شود و محور كرسيچيني حتيالامكان بر محور ديوار منطبق باشد. نقش عمده كرسيچيني، تأمين سطح اتكاي بيشتر براي ديوار و تأمين ارتفاع تا رقوم كفسازي ميباشد. به دليل تماس مستقيم و دائم كرسيچيني با رطوبت، آجرهاي به كار رفته در كرسيچيني، بايد از ميان آجرهاي مقاوم با ميزان كم جذب آب انتخاب شوند.
ت: انتخاب نوع ملات در مقاومت آجركاري نقش بسيار مهمي خواهد داشت. به كار بردن ملات با عيار زياد لزوماً نقش كليدي در افزايش مقاومت آجركاري ندارد، مثلاً چنانچه به جاي ملات ماسه سيمان (3: 1) از ملات باتارد (6: 1: 1) استفاده شود، گرچه مقاومت ملات (40%) كاهش مييابد، ولي مقاومت آجركاري تنها حدود 4% كاهش خواهد يافت. بنابراين ميتوان گفت به ازاي هر مقاومت از آجر مصرفي يك ملات با مقاومت خاص، بهترين مقاومت آجركاري را به دست ميدهد. لذا نوع ملات مصرفي و آجر، بايد در نقشهها و مشخصات فني خصوصي ذكر شود.
ث: به منظور تأمين حداكثر مقاومت و قفل و بست كامل، نحوه چيدن آجر، بايد طبق نقشههاي اجرايي و دستورالعملهاي دستگاه نظارت باشد. چيدن صحيح و ايجاد قفل و بست كامل، باعث جلوگيري از نشستهاي نامتجانس ديوارچيني و شكستهاي احتمالي آن در برابر بارهاي نقطهاي (متمركز) خواهد بود، به ويژه در كنجها و محل اتصال ديوارهاي متقاطع، تأمين قفل و بست كامل از اصول اوليه پايداري ديوارچيني ميباشد، ديوارچيني بايد به صورت يكنواخت در ارتفاع صورت گيرد و نبايد اختلاف ارتفاع ديوارچيني در يك قسمت ساختمان نسبت به قسمتهاي ديگر از يك متر تجاوز نمايد. در مورد ديوارهاي متقاطع، بايد به منظور تأمين قفل و بست و پيوند كامل، يك رج در ميان از قطعات اتصال يا لابند استفاده شود.
ج: علاوه بر نوع آجر و ملات مصرفي كه نقش عمده در بالا بردن مقاومت آجركاري دارد، ضريب لاغري (Slenderness Ratio) و نحوه گيرداري ديوار با ستون آجري اثر مستقيم در مقاومت و عملكرد ديوار يا ستون آجري خواهد داشت. ضريب لاغري يك ستون يا ديوار عبارتست از نسبت ارتفاع به عرض مقطع ستون يا ضخامت ديوار. در حالت كلي ضريب لاغري ديوارهاي آجري باربر با ملات سيمان، نبايد از 18 بيشتر اختيار شود، در صورت استفاده از ملات ماسه آهك ضريب لاغري، نبايد از 12 تجاوز نمايد.
چ: در مواردي كه ديوارچيني در مجاورت ستونهاي فلزي يا بتني قرار گيرد و در اين نقاط درز پيشبيني نشده باشد، بايد نحوه اتصال ستون به ديوار مطابق نقشههاي اجرايي باشد، در صورتي كه اين جزئيات در نقشهها نيامده باشد، بايد به شرح زير عمل شود:
1- اتصال ديوار با ستون فلزي
در هر متر ارتفاع، يك قطعه اتصال جوش شده به ستون فلزي بايد در داخل ملات ديوارچيني قرار گيرد. قطعه اتصال به صورت T با ميلگردي به قطر حداقل 8 ميليمتر به اندازه 350×150 ميليمتر كه بعد 150 ميليمتري آن به ستون جوش داده ميشود.
2- اتصال ديوار با ستون بتني
در هر متر ارتفاع، 2 عدد شاخك U شكل به ابعاد 80×250×250 از ميلگرد به قطر 10 ميليمتر به صفحهاي به ابعاد 6×100×100 ميليمتر جوش داده ميشود، اين صفحات با شاخكهاي مناسب هنگام بتنريزي در داخل ستون بتني كارگذاري شدهاند. شاخكهاي U شكل در داخل ديوار آجري و درون ملات بين آجرها قرار داده خواهند شد.
ح: سوراخها و محلهاي باز براي كارگذاري چهارچوبها، درها، پنجرهها، مجراهاي تهويه، عبور لولهها و كابلهاي توكار و نظاير آن، بايد قبلاً بر اساس نقشههاي اجرايي كاملاً مشخص و هنگام آجرچيني تعبيه گردند تا نيازي به كندن و تخريب ديوارها به منظور تأمين فضاهاي باز وجود نداشته باشد، در موارد استثنائي بايد اين عمل با تأييد دستگاه نظارت صورت پذيرد. چهارچوبها بايد حتيالامكان همزمان با آجرچيني نصب شوند و به هنگام ريختن دوغاب در پشت پروفيل چهارچوبهاي فلزي بايد با قرار دادن وادارهاي چوبي آنها را كاملاً مهار نمود تا در اثر فشار دوغابريزي خم نشده و در جهت طولي نيز تاب برندارد.
خ: نعل درگاهها بايد بر اساس جزئيات مندرج در نقشههاي اجرايي و با طول گيرداري كامل ساخته شوند. چنانچه نعل درگاه با يك تيرآهن ساخته ميشود، طول گيرداري نبايد از 25 سانتيمتر كمتر باشد. براي نصب اين قبيل نعل درگاهها توصيه ميشود از زيرسري بتني يا صفحههاي فولادي استفاده شود. در صورتي كه عرض ديوار از نيم آجر بيشتر باشد، نعل درگاه از دو تيرآهن موازي ساخته ميشود كه در هر 50 سانتيمتر به وسيله دو عدد ميل مهار در بالا و پايين به يكديگر بسته ميشوند.
د: آجركاري در درجه حرارت كمتر از 5 درجه سانتيگراد مجاز نيست، در شرايط آب و هوايي سرد ديوارهاي تازه چيده شده، بايد با پوشاندن و گرم كردن محافظت شوند، در شرايط متعارف آجركاري با ملات ماسه سيمان يا ملات باتارد بايد حداقل 3 روز مرطوب نگه داشته شود و از خشك شدن آن جلوگيري به عمل آيد.
ذ: براي تأمين ايمني ساختمان در مقابل زلزله رعايت مندرجات ”آييننامه طرح ساختمانها در برابرزلزله “ (استاندارد شماره 2800) الزامي است. ساختمانهاي آجري در نقاط زلزله خيز بايد به شرح زير كلافبندي شوند:
1- كلاف افقي
1-1 كلاف افقي در تراز پي
اين كلاف از بتن آرمه بوده و نبايد عرض آن از عرض ديوار يا 25 سانتيمتر و ارتفاع آن از
1-2 كلاف افقي در تراز سقف
اين كلاف از بتنآرمه بوده و عرض آن برابر عرض ديوار و حداقل 20 سانتيمتر ميباشد. در مورد ديوار خارجي و به منظور نماسازي ميتوان عرض كلاف را 12 سانتيمتر از عرض ديوار كمتر اختيار نمود. ميتوان ارتفاع كلاف روي ديوارهاي باربر را تا 20 سانتيمتر و روي ديوارهاي غير باربر را تا 12 سانتيمتر تقليل داد. ميزان ميلگرد در اين نوع كلافها عيناً مشابه كلافهاي افقي در تراز پي خواهد بود.
2- كلاف قائم
در تمامي ساختمانهاي آجري دو طبقه يا ساختمانهاي يك طبقه با اهميت زياد (به آييننامه زلزله مراجعه شود) اجراي كلاف قائم الزامي است. كلافهاي قائم ممكن است از بتنآرمه با حداقل بعد 20 سانتيمتر، تيرآهن نمره 10 يا معادل آن در داخل ديوار، گوشهها و تقاطع ديوارها با فاصله حداكثر محور تا محور 5 متر تعبيه شوند. در مورد كلافهاي قائم بتنآرمه حداقل ميلگرد
ديوارچيني دوجداره
ديوارهاي دوجداره با آجر، بايد دقيقاً بر اساس نقشههاي اجرايي، دستورات دستگاه نظارت و مشخصات تعيين شده، مطابق رقوم و ترازهاي موردنظر ساخته شوند. علاوه بر رعايت ضوابط و اصول مندرج در اين فصل رعايت موارد زير الزامي است.
الف: ديوارهاي داخلي و خارجي بايد به شكل كاملاً مطمئني به وسيله بستهاي گالوانيزه يا ميلگرد ضدزنگ به قطر حداقل 8 ميليمتر، در فواصلي كه در جهت افقي از 60 سانتيمتر و در جهت قائم از 50 سانتيمتر تجاوز نكند، به يكديگر متصل شوند. تعداد اين بستها نبايد در هر مترمربع از 4 عدد كمتر باشد، به علاوه در محل بازشوها و كنجها، بايد مهاريهاي اضافي پيشبيني شود و در هر 30 سانتيمتر ارتفاع، بايد يك بست دو سمت ديوار را در مجاورت بازشوها به يكديگر مرتبط نمايد.
ب: ضخامت هر ديوار نبايد از 10 سانتيمتر و ضخامت كل ديوار دوجداره از 25 سانتيمتر كمتر باشد. ضخامت فضاي خالي بين دو جدار، نبايد از 5 سانتيمتر كمتر و از 5/7 سانتيمتر بيشتر باشد. در شرايط خاص ميتوان ضخامت ديوار داخلي را تا 5/7 سانتيمتر كاهش داد، در اين حالت بايد بار سقف تنها توسط ديوار خارجي تحمل شود و ملات مصرفي، نبايد ضعيفتر از ملات باتارد 1:2:9باشد
ضد آب کردن بتن با فناوری کریستالی

این تاثیرات مخرب را می توان با استفاده از فناوری ضد آب کردن کریستالی دور کرده و پایایی و دوام ساختار بتنی را بهبود بخشیده و با این وسیله هزینه های نگهداری دردراز مدت را کاهش داد. این مقاله چگونگی اجرای یک سطح عالی را با مخلوط های بتن , مواد و ترکیبات سبک توضیح داده و چگونگی اقتصادی بودن این روش را به طراحان حرفه ای نشان میدهد.
طبیعت بتن
ماده اصلی پرکننده در یک ترکیب بتنی دانه های سنگی می باشد که ماده چسباننده حاصل از ترکیب آب و سیمان , آنها را به یکدیگر میدوزد.زمانی که اجزاء سیمان هیدراته می شود ویا با آب ترکیب میگردد , آنها تشکیل سیلیکات کلسیم هیدراته را می دهند که این ترکیب همانند یک توده صلب سخت می گردد.
بتن یک ترکیب آبی است . برای ساخت این ترکیب کارا و پیوسته و یکپارچه از آبی بیشتر از مقدار لازم برای هیدراتاسیون سیمان استفاده میگردد. این آب اضافی که برای روانی بتن استفاده می شود از منافذ و شیارهای نازک بتن بیرون می آید. با وجود اینکه بتن ظاهرا یک جسم صلب و سخت شده است , ولی یک جسم متخلخل و نفوذپذیر می باشد.تقلیل دهنده های آب و فوق روان کننده ها به منظور کاهش مقدار آب در مخلوط بتن و افزایش کارایی آن بکار میروند , با این وجود منافذ , سوراخها و مسیر های نفوذی در بتن سالم , باقی می مانند و می توانند آب و مواد شیمیایی مهاجم را به عناصر سازه ای انتقال داده و باعث پوسیدن فولاد مسلح کننده و تخریب بتن گردند. که با این وجود بی نقصی سازه به خطر خواهد افتاد.
خاصیت نفوذپذیری و تخلخل بتن
بتن بهترین نمونه برای توصیف یک ماده نفوذ پذیر و متخلخل است.تخلخل مقدار منافذ و سوراخهای داخل بتن می باشد که با درصدی از مجموع حجم ماده نشان داده می شود. نفوذپذیری نیز بیانی از چگونگی ارتباط میان منافذ می باشد. این خاصیت ها به کمک یکدیگر اجازه تشکیل مسیری برای انتقال آب به درون ماده را همراه با ایجاد شکافی که هنگام انقباض بوجود می آید , میدهد.

با وجود دانسیته (تراکم) معلوم آن , بتن یک ماده نفوذ پذیر و متخلخل است که می تواند با جذب آب و برخورد با مواد شیمیایی متجاوز نظیر دی اکسید کربن , مونواکسید کربن , کلراید ها و سولفات ها و دیگر ترکیبات آنها به سرعت تباه شود. اما راه دیگری نیز وجود دارد که هر آبی می تواند به عمق بتن نفوذ پیدا کند .
جریان بخــار و رطوبت ناشی از آن
آب همچنان در قالب بخار همانند رطوبت نسبی انتقال می یابد . رطوبت نسبی همان آب موجود در هوا به صورت یک گاز محلول می باشد. زمانیکه دمای بخار آب بالا می رود , آب زیاد آن فشار بخاری ایجاد میکند . آب به صورت بخار نیز به میان بتن انتقال می یابد . مسیر جریان از فشار بخار زیاد , عموما منابع , به فشار بخار کم با یک فرایند انتشار می باشد . مسیر انتشار بسیار متکی بر شرایط محیطی است.
جریان انتشار بخار , زمانیکه اجرای ضد آب کردن در مکان هایی که فشار بخار آب موجود به صورت غیر یکنواخت می باشد , بحرانی است . چند نمونه از این موارد شامل :

- استفاده از پوسته ایی که در مقابل بخار بسیار کم نفوذپذیر است , مانند یک پوشش حرکتی روی یک بتن مرطوب [ ولو اینکه پوشش رویی خشک باشد ] در یک روز گرم , در اثر فشار بخار ، فشار موجود افزایش یافته و باعث طبله شدن یا تاول زدن بتن می شود.
- بکار بردن یک اندود یا بتونه برای دیوارهای خارجی یک بنا ممکن است در صورت بقدر کافی نفوذ پذیر نبودن بتونه در مقابل بخار , رطوبت را به داخل دیوارها انتقال دهد.
- استفاده از کف با قابلیت نفوذ پذیری کم در مقابل بخار روی یک دال شیبدار در محلهای زیر سطحی در برخورد با رطوبت بالا ممکن است باعث تورق (لایه لایه شدن ) کف گردد.
عموما یک بتونه یا پوشش کم نفوذ در برابر بخار نباید روی سطح داخلی یک بنا یا سازه قرار داده شود. فشار بخار یا فشار آب برای خراب کردن و یا طبله کردن اندود عمل خواهد کرد . بعضی از انواع پوشش ها و افزودنی های کاهنده آب در بتن حرکت بخار آب را به طور قابل ملاحظه ای اصلاح می کنند و بدین صورت اجازه می دهند از آنها در قسمت داخلی استفاده شود. مثالهای اولیه پوشش های ضد آب سیمانی و مواد افزودنی تقلیل دهنده نفوذ آب می باشند.
چگونگی عملکرد فناوری ضد آب کردن کریستالی
فناوری کریستالی دوام و کارایی ساختار بتن را بهبود بخشیده ، هزینه های نگهداری آن را پائین آورده و با محافظت کردن بتن در مقابل تاثیرات مواد شیمیایی مهاجم ، طول عمر آن را افزایش می دهد. این کیفیت کارایی بالا از راه کار با فناوری کریستالی منتج می گردد. زمانیکه فناوری کریستالی در بتن استفاده می گردد ، ضد آب کردن و دوام بتن را با پر کردن و مسدود ساختن منافذ ، شیارهای موئین ، شکافهای بسیار ریز و دیگر سوراخها بوسیله یک فرم کریستالی بسیار مقاوم حل نشدنی ، اصلاح می کند . این ضد آب بودن بر پایه دو واکنش ساده شیمیایی و فیزیکی اتفاق می افتد . بتن ماده ای شیمیایی است و زمانیکه ذرات سیمان هیدراته می شوند ، واکنش بین آب و سیمان باعث می شود [ بتن ] شروع به سختی کند ، توده ای صلب گردد.همچنین واکنشی شیمیایی با مواد پنهان داخل بتن اتفاق می افتد .
ضدآب کردن کریستالی ، مجموعه ای از مواد شیمیایی دیگر را در [ بتن ]جمع می کند . زمانیکه مواد شیمیایی اجزاء سیمان هیدراته شده و مواد شیمیایی کریستالی در حضور رطوبت قرار می گیرند ، واکنشی شیمیایی اتفاق می افتد ، محصول نهایی این واکنش ساختار کریستالی غیر قابل حلی می باشد .
این ساختار کریستالی فقط در مکان های مرطوب می تواند اتفاق بیفتد و بدین ترتیب در منافذ ، شیارهای موئین و ترک های ناشی از جمع شدگی بتن شکل خواهد گرفت . هرجایی نشت آب صورت پذیرد ضد آب کریستالی با پر کردن منافذ و سوراخها و شکافها ایجاد خواهد گردید.
زمانیکه ضد آب کریستالی در سطوح همانند یک پوشش یا همانند عملکرد پاشش خشک روی دال بتنی تازه بکار گرفته می شود ، فرایندی به نام انتشار شیمیایی رخ می دهد. طبق نظریه انتشار ، محلول با دانسیته بالا میان محلولی با دانسیته پائین جا خواهد گرفت تا این دو متعادل گردند .


مواد شیمیایی ضد آب کریستالی میان بتن پخش شده و در دسترس اجزای سیمان هیدراته قرار میگیرد و اجازه می دهد واکنشی شیمیایی اتفاق افتاده ، یک ساختار کریستالی شکل گیرد و همانند ماده شیمیایی ادامه می یابد تا میان آب پخش گردد . این رشد کریستالی ، پشت مواد شیمیایی مهاجم شکل خواهد گرفت . واکنش تا جایی که ترکیب شیمیایی کریستالی آب را تمام کرده و یا آن را از بتن خالی کند ، ادامه می یابد .انتشار شیمیایی ، ترکیب بوجود آمده را در حدود 12 اینچ به داخل بتن انتقال می دهد . چنانچه آب فقط 2 اینچ در عمق بتن جذب شده باشد ، در این صورت ماده شیمیایی کریستالی فقط 2 اینچ پیشرفت خواهد کرد و سپس خواهد ایستاد .در صورت ورود مجدد آب به بتن از چند نقطه دیگر در آینده ، با واکنش شیمیایی مواد ، قابلیت پیشروی تا 10 اینچ دیگر وجود دارد .
بجای کاهش تخلخل بتن همانند تقلیل دهنده های آب و روان کننده ها و فوق روان کننده ها ، ماده کریستالی ، مواد پرکننده و مسدود کننده سوراخها را در بتن به منظور ایجاد یک بخش بی عیب و پایدار از سازه ، بکار می گیرد.فرم کریستالی در داخل بتن وجود دارد و به صورت نمایان در سطح آن نیست و نمی تواند بتن را سوراخ کرده و یا به صورت های دیگری نظیر اندودها و یا سطوح پوششی آن را خراب کند .ضد آب کریستالی در برابر مواد شیمیایی با PH بین 3 تا 11 در برخوردهای ثابت و 2 تا 12 در برخوردهای متناوب بسیار مقاوم می باشد. این ماده دمای بین 25 - درجه فارنهایت [ 32- درجه سانتی گراد ] و 265 درجه فارنهایت [ 130 درجه سانتی گراد ] را در یک حالت ثابت تحمل می کند .رطوبت ، نور ماوراء بنفش و میزان اکسیژن هیچگونه اثری بر روی توانایی عملکرد محصول ندارد .
ضد آب کریستالی محافظت در مقابل عوامل و پدیده های زیر راایجاد می کند:
مانعی برای تاثیرات CO ، CO2 ، SO2 ، NO2 ، گازهای خورنده و نیز کربناته شدن می باشد. کربناته شدن فرایندی است که گازهای خارجی پدیده خوردگی را در لایه های بتن ایجاد میکنند.آزمایش کربناتی نشان می دهد که افزایش شکل کریستالی جریان گازهای داخل بتن را کاهش می دهد . کربناتاسیون حالت قلیایی خمیر سیمان هیدراته شده را خنثی نموده و محافظت آرماتورها در مقابل خوردگی از بین میرود.محافظت کردن از بتن در مقابل واکنش توده های قلیایی [ AAR ] با رد کردن آب به فرایند آنها در نتیجه واکنش توده ها
آزمایش انتشار گسترده یون کلراید نشان می دهد که ساختار بتنی که با ضد آب کریستالی محافظت گردیده است ، از انتشار کلراید ها جلوگیری می کند. این ساختار از فولادهای تقویتی بتن حفاظت کرده و از خرابی های ناشی از اکسیداسیون و انبساط آرماتورها پیش گیری می کند.
بسیاری از روش های سنتی حفاظت بتن نظیر اندودها و دیگر پوشش ها ، ممکن است در دراز مدت مستعد خرابی از آب و ترکیبات شیمیایی گردند در صورتیکه فناوری کریستالی منافذ و شیارهای ناشی از فرایند خودگیری و عمل آوری بتن را بسته و بتن را مقاوم می نماید.
انواع بناها و کاربرد مناسب فناوری کریستالی
فناوری حفاظت و ضد آب کردن کریستالی در دو شکل پودر و مایع وجود دارد. سه روش به کارگیری متفاوت شامل :
استفاده کردن بر روی یک ساختار موجود به عنوان مثال یک دیوار سازه ای یا یک دال کف
ترکیب مستقیم با مقدار بتن در کارگاه همانند یک افزودنی
پاشیدن مثل یک پودر خشک ، کاربرد سبز یا بدون رطوبت ماده خشک روی سطح بتن
آب مصرفي بتن2
شرح مختصري از شاهتيرها و تيرهاي پوششي
شاهتيرها ( پلها) :
شاهتيرها عضوهاي فلزي افقي اصلي هستند كه با اتصالات لازم به ستونها متصل مي شوند و به وسيله آنها بار طبقات به ستونها انتقال مي يابد. شاهتيرهاي فلزي ممكن است به صورتهاي زير به كار روند :
الف) تيرهاي معمولي بصورت تك يا دوبله
ب ) تيرآهن بال پهن
ج ) تيرآهن معمولي با ورق تقويتي روي بالها و يا بال و جان
د ) پلهاي لانه زنبوري از تيرآهن معمولي يا تيرهاي بال پهن كه بصورت مفصل در همين مجموعه توضيح خواهم داد.
ه ) تير ورق (گيردار) تركيب تيرآهن معمولي با ورق يا تيرآهن بال پهن با ورق و يا از تركيب ورقها درست مي شود
و ) خرپاها
ساخت پلها و شاهتيرها :
هرگاه در شاهتيرهاي فلزي به جاي تير تكي از تيرهاي دوبله استفاده شود ، بايد دو تير در محل بالها به يكديگر به گونه اي مطلوب اتصال داشته باشند . چنانچه پلها (شاهتيرها ) براي لنگر خمشي موجود كفاف ندهد ، آنها را با اضافه كردن تسمه يا ورق تقويت مي نمايند . در مورد ورق تقويتي در تيرهاي معمولي بايد نكات زير را رعايت كرد :
1 ) حداكثر ضخامت ورق تقويتي 8/0 ضخامت بال تير باشد .
2 ) ورقهاي تقويتي به طول كامل با بالها تماس و اتصال داشته باشد.
3 ) ضخامت جوش 75/0 ضخامت ورق باشد.
4 ) ورق تقويتي از هر دو طرف و در قسمت عرض نيز جوش گردد.
پلهاي مركب :
در بارهاي سنگين و احتمالا دهانه زياد كه پروفيل استاندارد موجود در بازار كافي يا اقتصادي نباشد ، همچنين مقطع نير لانه زنبوري كه با تسمه يا ورق تقويت شده است ، براي بار وارد شده و دهانه خمش كافي نباشد ، از تيرهاي مركب استفاده مي شود كه تير مركب در چندين حالت استفاده مي شود :
1 ) تير مركبي كه از بريدن پروفيلهاي معمولي ايراني از وسط جان تير و اتصال صفحه و ورق مناسب به دو قسمت بريده شده ساخته مي شود . اين روش براي پروفيلهاي نمره 20 به بالا اقتصادي خواهد بود .
2 ) تير مركبي كه از سه صفحه ( قطعات تقويتي ) تشكيل مي شود. در اين حالت ، در پروفيلهاي معمولي از فولاد جان تير نسبت به فولاد بالها براي مقابله با خمش چندان استفاده نمي شود ، بلكه سعي مي گردد ، حتي المكان ، جان تير را نازكتر و ارتفاع آن را زياد كنند.
اتصالات ساده تير به ستون و شاهتير :
اين اتصالات بر دو نوع است :
1 ) اتصال با جفت نبشي جان :
معمولا دو عدد نبشي را در كارخانه به جان تير جوش مي دهند . جوشهاي بين نبشي و ستون يا شاهتير را در كارگاه در روي كار انجام مي دهند . معمولا نبشيهاي اتصال را به اندازه 10 تا 12 ميليمتر از انتهاي جان تير فاصله آزاد مي گذارند تا اگر تير در حدود رواداريهاي مجاز بلند باشد ، بدون بريدن سر آن و تنها با جابه جا كردن نبشي آن را نصب كنند.
2 ) اتصال با نبشي نشيمن :
اين نوع اتصال را در عكس العملهاي نسبتا كوچك تا حدود 15 تن به كار مي برند . نبشي نشيمن عمل نصب و تنظيم تير را آسان مي كند . اين نبشي را معمولا قبلا در كارخانه يا پاي كار در ارتفاع لازم به ستون جوش مي دهند و بعد تير روي آن سوار و به آن جوش مي شود . در اين اتصال ، نبشي كمكي ديگري در بالاي تير نصب و جوش مي شود كه در محاسبه در مقابل عكس العملهاي تكيه گاه به حساب نمي آيد و عمل آن تنها ثابت كردن تير در محل خود و تامين تكيه گاه عرضي و جلوگيري از غلتيدن آن است . سعي مي شود كه اتصال با نبشي نشيمن تا حد امكان انعطاف پذير باشد تا از آزادي دوران تير در تكيه گاه جلوگيري نشود و در حقيقت ، اتصال ساده و مفصلي باشد تا در تكيه گاه ايجاد لنگر نكند . معمولا عرض نشيمن گاه نبايد از 5/7 سانتيمتر كمتر باشد . در آيين نامه AISC عرض استاندارد را 10 سانتيمتر براي نشيمن انتخابكرده اند . براي اين منظور نبشي فوقاني را با ابعاد ظريف و فقط دو لبه انتهايي بالها آن را ( در امتداد عرض بال تير ) جوش مي دهند . لازم به ذكر است كه وقتي عكس العمل زيادتر از حد تحمل نبشي گردد ، مي توان از نبشي تقويت شده با مقطع T استفاده كرد . ضخامت صفحه نشيمن گاه در حدود ضخامت بال تير انتخاب مي شود . استفاده از صفحات تقويت كننده زير يك نشيمن به صورت مستطيلي يا مثلثي استفاده مي گردد .
اتصال چند پل در يك محل به ستون :
مواقعي كه با توجه به پوشش سقف به نصب پل در دو جهت عمود بر هم در محل ستون مي شود ، يك پل به بالهاي ستون و پل ديگر به جان ستون متصل خواهد شد ؛ در نتيجه ، ستون از دو جهت تحت تاثير بار قرار خواهد گرفت كه بايد با توجه به بار وارد شده و دهانه پل ، همچنين تعيين نوع گيرداري پلها در محل ستون اقدامات لازم براي اتصال صحيح و مطلوب به عمل آيد . اگر برخورد پل در خارج از ستون باشد ، بايد آن ناحيه را از نظر نيروي خارج از مركز ، همچنين نحوه اتصال صحيح و اصولي به ستون به دقت بررسي و كنترول كرد.
روش نصب پلها در طبقات :
محل نصب پلها در اسكلت فلزي بسيار مهم است ، زيرا پلها تحمل كننده بار سقف از طريق تيرها هستند . با توجه به مقدار بار وارد شده و دهانه ، ارتفاع آنها مشخص مي شود و معمولا از ضخامت سقف و ارتفاع تيرها بيشتر است ؛ بنابراين ، با توجه به نقشه هاي معماري و تقسيم فضاها ، پلها بايد در جايي طراحي و نصب شوند كه به علت ارتفاع زياد ايجاد اشكال در كف نكنند و سعي شود به صورت آويز در سقف مشخص نباشد ، به اين دليل ، معمولا پلها در زير ديوارهاي جدا كننده بين فضاها مصب مي شوند كه علاوه بر بار وارد شده بايد وزن ديوارهاي جدا كننده بر روي آنها در محاسبه منظور شود.
روش اتصال پل به پل :
اتصال دو پل كه داراي ارتفاع هستند ، به روش زبانه كردن آنها انجام مي گيرد كه اين روش از نظر اتصالات بهتر است . در صورت امكان پل با دهانه بزرگتر در داخل پل با دهانه كوچكتر زبانه مي شود . نصب ورق اتصال در جان و روي بال پل كوچكتر براي برش ضروري است . در اين حالت ، به علت كوتاه بودن دهانه ، لنگر خمشي كمتري ايجاد شده در نتيجه ، نمره با سطح مقطع پلها كاهش مي يابد
تير پوشش :
نوع پوشش سقف در طبقات اسكلت فلزي با توجه به كاربرد ساختمان تعيين مي شود كه معمولا سقفهاي بتن آرمه يا طاق ضربي مورد استفاده قرار مي گيرند . معمولا تيرآهن پوشش از پروفيلهاي IPE و INP استفاده مي شود . فاصله تيرها بين 65/0 تا 10/1 متر و طول را حداكثر تا 5 متر در نظر مي گيرند . البته خيز بايد مورد توجه باشد.
اتصال تير پوشش به پل به وسيله نبشي :
معمول در اتصال تير پوشش به پل از حالت جوش و نبشي استفاده مي شود . هر چه بتوانيم محل اتصال را تا حدودي گيردار به وجود آوريم ، لرزش در تير پوشش كمتر خواهد بود و مساله خيز به نحو مطلوبتري حل خواهد شد ؛ البته اگر طبق محاسبات نحوه اتصال نيم گيردار انجام دهيم ، در مصرف پروفيل صرفه جويي خواهد شد.
مهار كردن تيرهاي پوشش :
تيرهاي پوشش را علاوه بر اتصال درست به تكيه گاه ، بايستي از نظر حركات جانبي و پيچش ، كمانش قطري ، لهيدگي مورد كنترول قرار داد و آنها را مهار كرد . در اسكلت فلزي معمولا تيرهاي پوشش را با گذاردن ميلگرد ها بصورت ضربدري و جوش به بال تير آهن و اتصال به قسمتهاي پوشش تكيه گاه اسكلت را مهار كرده و بادبند افقي تشكيل مي شود. در دهانه كناري از ميلگرد هاي افقي كه مانع رانش دهانه ابتدايي و انتهايي مي شود، استفاده مي كنند.
لقمه ها و پركننده ها :
طبق آيين نامه سازهاي جوشي ، پركننده (لقمه) با ضخامت 6 ميليمتر و يا بيشتر بايد به اندازه كافي از لبه هاي ورق وصله بيرون باشد تا به قطعه اي كه به آن نصب مي شود ف به حد كافي جوش داده شود . به طوري كه بتواند نيروي ورق وصله را كه به ورق پركننده وارد مي شود ، منتقل نمايد . لبه هاي پركننده هايي كه ضخامت آنها از 6 ميليمتر كمتر است ، بايد با لبه هاي ورق وصله هم باد باشند . در اين حالت ، اندازه جوش بايد مساوي مجموع اندازه جوش لازم براي حمل نيروي وصله به اضافه ضخامت ورق پركننده در نظر گرفته شود.
روش اجراي طويل كردن تيرها :
ابتدا در محل مناسب دو تيرآهن در امتداد يكديگر قرار داده مي شوند . براي جوشكاري كامل بين دو تيرآهن در هر يك از پروفيلها درز با پخ مناسب ايجاد مي شود ؛ سپس به جوشكاري با نفوذ لازم اقدام مي گردد ؛ آن گاه سطح جوش را سنگ مي زنند و بلافاصله با پليت درز را مي پوشانند و اطراف آن را جوش كامل مي دهند . اندازه وصله اتصال و طول جوش لازم بايد محاسبه شود . بهترين محل مناسب ورق براي طويل كردن ناحيه نقطه عطف لنگر خمشي و تلاش برشي است و بايد از اتصال ورق در ناحيه برش ( نزديك تكيه گاه ) و لنگر ماكزيمم (وسط دهانه ) پرهيز كرد . در صورت اجبار ، بايد علاوه بر جان تيرآهن بالها را به نحوه مطلوب با ورق اتصال جوشكاري كرد .
چگونگي اتصال كنسولهاي غير ممتد :
در سيستم اسكلت فلزي ، پيش آمدگي ( كنسول) كه در اصطلاح بالكن ناميده مي شود ، به دو شيوه اجرا مي گردد : يكي پيش آمدگي ممتد كه پلها از ستون عبور مي كنند و كنسول لازم به دست مي آيد ؛ ديگر اينكه كنسول به صورت غير ممتد باسد ، اتصالات بايد نسبت به طول كنسول و مقدار بار وارده طراحي شود و نحوه قرار گيري آن به ستون مد نظر باشد . چون كنسول در محل تكيه گاه ممان منفي دارد و بايد آن را با گذاشتن ورق مطابق اتصالات صلب ، همچنين در صورت لزوم اضافه كردن لچكي به ورق بالا اتصال صحيح به ستون اجرا شود . كليه ابعاد و اندازه اتصالات و تقويت كننده ها بايد طبق محاسبه صورت گيرد
اين وبلاگ توسط مهندس سيد علي اميري تهيه و تنظيم شده است